ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین

ایرج میرزا | شب جمعه خدمت حاج امین

May 17, 2026 · 11 min

About this episode

این قسمت به شعر ایرج میرزا با صدای سبحان گنجی و تحلیل آن می‌پردازد.

▨ نام شعر: شب جمعه خدمت حاج امین ▨ شاعر: ایرج میرزا ▨ با صدای: سبحان گنجی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود اگر بهشت شنیدی بساطِ دوشین بود چه حال خوب و شب جمعۀ خوشی دیدیم چه بودی ار شبِ هر جمعه حالِ ما این بود عجب شبی به احبّا گذشت و پندارم که چشمِ چرخ در آن شب به خواب سنگین بود جهان به دیدۀ من ناپسند می‌آمد ولی در آن شب دیدم که دیده بدبین بود لوازم طرب و موجبات آسایش ز لطف حاج امین جمله تحتِ تأمین بود تمام حرفِ وفا در لب و صفا در چشم نه در سری هَوَسِ بَد نه در دلی کین بود نه از میلسپو آنجا سخن نه از نُرمال نه ذکر آنقُره، نی صحبتِ فلسطین بود نه گفت و گویِ رضاخان نه یادِ احمد شاه نه فکرِ مؤتمن الملک و ذکرِ چایکین بود انار و سیب و به و پرتقال و نارنگی کبابِ برّۀ خوب و شرابِ قزوین بود عرق به حدِّ کمال آب‌جو به حدِّ نِصاب گل و بنفشه فزون‌تر ز حدِّ تخمین بود مُعاشران همه خوش‌روی و مهربان بودند یکی نبود که بدخوی و زشت آیین بود جلال و حاج زَکی خان و اعظم السّلطان ادیب سلطنه و فتح بود و فرزین بود بس است آنچه شنیدی تو یا بگویم باز؟ بتول بود و قمر بود و ماه و پروین بود نگارخانۀ چین بود و بارنامۀ هند هزار چندان بود و هزار چندین بود بتول چارقدی بر سرش ز منسوجی که نسج آن غرض از کارگاهِ تکوین بود به گردِ عارضش از زیر چارقد بیرون دو قسمت متساوی ز…

More episodes of شعر با صدای شاعر

Explore listener stats, chart rankings, contacts and more on the شعر با صدای شاعر podcast page.