در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی ۴۹۰

July 19, 2026 · 1h 9m · Season 5

About this episode

This episode features a recitation and analysis of Ghazal number 490, exploring themes of love, intoxication, and spirituality.

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۹۰ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن در همه دير مغان نيست چو من شيدایی خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی دل که آيينه‌ی شاهی‌ست غباری دارد از خدا می‌طلبم صحبت روشن‌رایی کرده‌ام توبه به دست صنم باده‌فروش که دگر می نخورم بی رخ بزم‌آرایی شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ور نه پروانه ندارد به سخن پروایی کشتی باده بياور که مرا بی رخ دوست گشت هر گوشه‌ی چشم از غم دل دريایی اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت بر در ميکده‌ای با دف و نی ترسایی گر مسلمانی از اين است که حافظ دارد آه اگر از پی امروز بود فردایی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

More episodes of رواق / Ravaq

Explore listener stats, chart rankings, contacts and more on the رواق / Ravaq podcast page.