
This episode features a poetic exploration of love, life challenges, and self-reflection through the lens of a ghazal by حافظ.
«««««🍷میبهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی در مقامی که صدارت به فقيران بخشند چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی نقطهی عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دايره بيرون باشی کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟ تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای ور خود از گوهر جمشيد و فريدون باشی ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان چند و چند از غم ايام جگرخون باشی؟ حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر اين است هيچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations
Explore listener stats, chart rankings, contacts and more on the رواق / Ravaq podcast page.