داستان شاگرد علی الطلوع

داستان شاگرد علی الطلوع

From رادیو فیکشن by Ammar Poursadegh

October 18, 2025 · 14 min · Season 5 · Episode 13

About this episode

The episode humorously narrates the experiences of a sociology student working at a juice shop during summer.

داستانی درباره ی یک دانشجوی جامعه شناسی به طنز در یک آب میوه فروشی کار میکنه #طنز روز اول که رفتم مغازه خیالم جمع بود پیش آدم درست و حسابی قرار است تابستان را به اتمام برسانم اما نشد. انگار کائنات نخواست. همان اول گفت: هیس. خفه شو. کارت اینه که شاگرد آب میوه‌ای باشی. الکی مردم رو جامعه شناسی نکن. کتاب هم نخون چون طرف شاکی میشه میندازتت بیرون. باید برایتان بگویم چطور شد که من بعد از مدتی با یک پیاز معمولی می‌رفتم مغازه. اولین روزها وقت بیکاری با احترام می‌شد کتاب خواند ولی وقتی موقع سوا کردن هویج‌های پوسیده و بار خالی کردن و بردن به انباری و بانک رفتن و هزار تا خرده ریز دیگر شد من دیگر دلم نمی‌خواست مسئولیت روشنفکر نوشته‌ی ادوارد سعید را بخوانم. اول با خنده و بعد یک روز یعنی روز سوم بهم گفت لطفا کتاب نخوان. توی زندگی فقط رفیق ناسالم به آدم می‌تواند بگوید کتاب نخوان. من هم لج کردم. کتاب طوری یخ کرد که تا چهار  روز بعد نرفتم سراغش. ما تعطیلی نداشتیم. کنار باشگاه بدن سازی همیشه آب میوه‌ای مثل مادری مهربان باید جواب خوبیهای این داداشیهای ورزشکار را بدهد. آنها برای عبور و مرور آدمها راه باز می‌کنند. باعث می‌شوند همه به مردها احترام بیشتری بگذارند و ثابت می‌کنند که نیوتون به عنوان چهره‌ای علمی نمی‌توانست یک دهم اینها هم دل جنس مخالفش را ببرد. اما ماجرا همین نبود. اقتصاد در هر…

People in this episode

Host: Ammar Poursadegh

Topics covered

  • comedy
  • student life
  • sociology
  • work experience
  • humor

Keywords

  • sociology
  • juice shop
  • student
  • humor
  • work
  • comedy
  • life lessons

Mentioned in this episode

Organizations: دانشگاه شهید بهشتی

More episodes of رادیو فیکشن

Explore listener stats, chart rankings, contacts and more on the رادیو فیکشن podcast page.