عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی ۴۵۵

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی ۴۵۵

From رواق / Ravaq by فرزآن

February 7, 2026 · 1h 6m · Season 5

About this episode

This episode explores themes of life, aging, and the reflections found in a specific ghazal.

«««««🍷می‌بهـا»»»»» غزل نمره ۴۵۵ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی ای پسر جام می‌ام ده که به پيری برسی چه شکرهاست در اين شهر که قانع شده‌اند شاهبازان طريقت به مقام مگسی دوش در خيل غلامان درش می‌رفتم گفت: ای عاشق بيچاره تو باری چه کسی؟ با دل خون‌شده چون نافه خوشش بايد بود هر که مشهور جهان گشت به مشکين‌نفسی لَمَعَ البرقُ من الطّورِ و آنَستُ به فَلعلّی لَکَ آتٍ بشهابٍ قبسی کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش وه که بس بی‌خبر از غلغل چندين جرسی بال بگشا و صفير از شجر طوبی زن حيف باشد چو تو مرغی که اسير قفسی تا چو مجمر نفسی دامن جانان گيرم جان نهاديم بر آتش ز پی خوش‌نفسی چند پويد به هوای تو ز هر سو حافظ يَسَّرَ اللهُ طريقاً بک يا ملتمسی Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

People in this episode

Host: فرزآن

Topics covered

  • poetry
  • existentialism
  • life reflections
  • youth
  • aging

Keywords

  • غزل
  • حافظ
  • بی‌حاصلی
  • بوالهوسی
  • پیری
  • شکرها
  • عشق

Mentioned in this episode

Books & works: غزل نمره ۴۵۵

More episodes of رواق / Ravaq

Explore listener stats, chart rankings, contacts and more on the رواق / Ravaq podcast page.