ای که در کوی خرابات مقامی داری ۴۴۸

ای که در کوی خرابات مقامی داری ۴۴۸

From رواق / Ravaq by فرزآن

December 27, 2025 · 1h 1m · Season 5

About this episode

This episode features a poetic exploration of themes related to love, longing, and the human experience.

«««««می‌بهـا🍷»»»»» غزل نمره ۴۴۸ فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن ای که در کوی خرابات مقامی داری جم وقت خودی ار دست به جامی داری ای که با زلف و رخ يار گذاری شب و روز فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند گر از آن يار سفرکرده پيامی داری خال سرسبز تو خوش دانه عيشی‌ست ولی بر کنار چمنش وه که چه دامی داری بوی جان از لب خندان قدح می‌شنوم بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری چون به هنگام وفا هيچ ثباتيت نبود می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری نام نيک ار طلبد از تو غريبی چه شود تویی امروز در اين شهر که نامی داری بس دعای سحرت حارس جان خواهد بود تو که چون حافظ شبخيز غلامی داری Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

People in this episode

Host: فرزآن

Topics covered

  • poetry
  • literature
  • philosophy
  • self-reflection
  • spirituality

Keywords

  • غزل
  • خرابات
  • محبت
  • شعر
  • حافظ
  • زندگی
  • خودشناسی

More episodes of رواق / Ravaq

Explore listener stats, chart rankings, contacts and more on the رواق / Ravaq podcast page.